|
بغض بدجوری چنگ انداخته بود به گلوش. اونقدر فشار آورده بود که اشک به آسونی می تونست خودشو تا پشت پنجره چشاش بالا بکشه. دیگه تحمل نداشت. صدای هق هق قفسه سینش رو قبضه کرده بود. دو سه هفته ای میشد کفگیر تحملش به ته دیگ خورده بود. درونش بلوایی به پا بود که شاید توی تمام عمرش دو یا سه بار همچین حالتی رو ازش سراغ داشتم. اونقدر ناراحت بود که با خودم گفتم الانه که سکته بزنه خداییش عجب صبری داره. آروم زیر لب یه چیزی زمزمه کرد که ...... ادامه مطلب انا لله و انا الیه راجعون
عروج ملکوتی عارف و عالم ربانی حضرت آیت الله بهجت بر همه شیعیان جهان تسلیت باد.
زندگی نامه آیت الله العظمی بهجت آیت الله العظمى حاج شیخ محمد تقى بهجت (ره) اواخر سال ۱۳۳۴ (ه ق) درشهر فومن واقع در استان «گیلان» دیده به جهان گشود. آیت الله العظمی بهجت تحصیلات ابتدایى حوزه را در مکتب خانه فومن به پایان رساند و پس ازتحصیلات ادبیات عرب در سـال ۱۳۴۸ (ه ق) هنگامى کـه حدود ۱۴ سال از عمر شریفش مى گذشت، بـراى تکمیل دروس حوزوى عازم عراق شد و حدود چهار سال درکربلا معلى اقامت کرد . آیت الله العظمى بهجت عـلاوه بـر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویى (غیر از آیت الله العظمى خویى معروف) بهره برد و در سال ۱۳۵۲ (ه ق) براى ارائه تحصیل رهسپارنجف اشرف شد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضى طالقانى (ره) به پایان رساند و پس از درک محضر آیـات عظام حـاج آقاى ضیاء عراقى و میرزاى نائیینى (ره) در حوزه درسى آیـت الـله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى معروف به کمپانی وارد شد. افزون بر این ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانى وحاج شیخ محمد کاظم شیـرازى (ره) صاحب حاشیه برمکاسب و درحـوزه علوم عقلى، کتـاب “الاشارات والتنبیهات” و اسفار را نزد آیت الله سید حسین بادکوبهاى (ره) فرا گرفت و در زمان تلمذ به تدریس سطوح عالى پرداخت و درتالیف کتاب (سفینةالبحار) با محدث کبیرحاج شیخ عباس قمى (ره)همکارى کرد. آیت الله العظمى بهجت در زمینه تهذیب نفس در زادگـاهش (فومن) از کـودکى محضر عالم بـزرگوار سعیدى و در کربلا از برخى علماى دیگر بهره برد؛ وی در نجف اشرف در سن ۱۷ سالگى با آیت حق عـلامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلک شاگردان اخلاقى - عرفانى ایشان درآمـد. وی سـرانجام در سال ۱۳۶۴ (هق) مطابق با ۱۳۲۴ (ه ش) با قلبى صیقل یافته ازمعنویت و سینه اى مـالامال از عشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال به سرزمین خویش هجرت کرد و در زادگاهش تشکیل خانواده داد. آیت الله العظمی بهجت درحالى که عازم نجف اشرف بود، هنگام عبور از قم زمانى کـه هنوز چند ماهی ازمهاجرت آیت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود، به طور موقت در شهر مقدس قم سکنی گزید وپس از شنیدن خبر رحلت استادان بزرگ حوزه علمیه نجف، درآن جا رحلت اقامت افکند. ایشان در قـم از محضر آیـات عظام حجة الاسلام و المسلمین کـوه کمرهاى و آیت الله العظمى بروجردى بهره فراوان برد . معظم له پس از ورود به قم به تدریس خـارج فقه و اصول پرداخت و به تربیت شاگردان بسیاری همت گماشت. برخی از تالیفات حضرت آیت الله العظمی بهجت عبارتند از: یک دوره کامل اصول، حاشیه بر مکاسب شیخ انصارى (ره) و تکمیل آن تا آخر مباحث مربـوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت، دوره کامل کتاب صلاة، دوره کامل کتاب زکات، دوره کامل کتاب خمس و حج، حاشیه بر کتاب ذخیرة العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروى، چندین مجله تقریبا یک دوره فقه فارسى، حاشیه بر مناسک شیخ انصارى (ره). بعد از فـوت مرحوم آقای سید احمد خوانساری(ره) جلـد اول و دوم کتـاب «ذخیره العباد» (جامع المسائل کنونی) را به قلم خود تصحیح و در اختیار خواص گذاشت . آن مرجع عالیقدر پس از ۹۶ سال زندگی پربار و سالها جد وجهد علمی امروز بـه دیدار معبود شتافت . روحش شاد.
این متن ، بی هیچ ایهام و کنایه یی ، صرفاً بازخوانی دوباره ی یک خاطره ی قدیمی است ... البته شاید ، مخاطب خاصی نداشته باشد ، ولی به هر حال ، حادثه یی بوده در متن زندگی واقعی نویسنده ... (!)
ماجرا بر میگرده به هفت سال پیش ؛ یه اتفاق شاید ساده (!) ... بلوایی به پا کرده بود که در نهایت ... نویسنده : م - خزان ...................................................................... تیتر اول کاغذ اتفاقیه - عصر امروز - : قشمشم الدوله آزاد شد ... توضیح سردبیر : قشمشم الدوله ، در پی شیوع آنفلانزای سوء برداشت در میان اهالی این دنیا ، از دربان جهنم ، برگه ی مرخصی استعلاجی گرفت ... (!) قشمشم الدوله - همین دنیا ، همین لحظه - : ... آخه ، خوش انصاف ؛ چرا هر وقت ما گفتیم « ش » ، شما گفتی : فلانی ، شکر خورد . عجب دوره - زمونه یی شده ... بینم ، نکنه باز اون حاجی مکه ندیده ها ، هارت و پورت در کردن ... آآآآی نفس کش ... سلیمانی (م- خزان) : نمی دانم چرا هر کس از ظن خود شد یار من ... این متن نوشته شده است تا افرادی را که از دور دستی بر آتش داشتند ولی سعی می کردند تا ما لحن خود را در کلام به حق خود ، ملایم تر کنیم ، توبیخ نماید ... حال اگر کسی ، برداشتی غیر از این داشته است ، ما حساب خود را از ایشان سوا کرده ایم ... این قلم به طور جدی ، از تمام مطالب نوشته شده در این وبلاگ (ما هم آدمی زادیم دیگه ، به درک با من نبود ، چهارشنبه سوری و ... )حمایت کرده و متن « یه اتفاق ساده » ، نیز هیچ تعبیری ، جدای آنچه گفته ایم ، نداشته و ندارد ... قشمشم الدوله : بعضیا ، دست ما رو هم از پشت بستن ، ... قرار بود ما آدم بده باشیم و بعدش بریم جهنم ولی انگار ... ای بابا ... (!) سلام
سوال: چقدر احتمال می دهید جناب آقای غلامعلی حداد عادل به صحنه انتخابات بیایند؟ بر چه اساسی این احتمال را می دهید؟ توجه: سیاسی بازی! هرگز... برای نوشتن مقالات بعدی به تحلیل شما بزرگواران نیازمندیم... هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
پرسش : اگه وقت کافی نداشته باشم ، باید به درسم برسم یا فعالیت های اجتماعی و فرهنگی میان گروه های فعال دانشجویی ؟
پاسخ : باید توجه داشت که درس خواندن نیز جزیی از فعالیت های اجتماعی است و نباید آن را سوای این موضوع در نظر آورد ... کسانی که وقتی را برای درس خواندن ، و وقت مجزای دیگری را برای فعالیت های اجتماعی اختصاص می دهند ، چرا که هیچ ارتباطی بین این دو ندیده و گاه فعالیت اجتماعی را نوعی زنگ تفریح برای خود تلقی می کنند ... در نهایت به آن بلوغ اجتماعی که لازمه حضور در عرصه جدی زندگی است ، دست نخواهند یافت ... بیاییم ، این سخن مدرس را بسیار جدی بگیریم که دیانت ما عین سیاست ما ، و سیاست ما نیز عین دیانت ماست ... البته اگر چه هنوز در پیاده نمودن این سخن در تنگناهای زندگی واقعی ، چندان مهارتی کسب نکرده ایم ولی این را نمی توان نشانی بر اشتباه بودن کلام مدرس به شمار آورد ... اگر هنوز نیز نیاز به توضیح می بینید ، پرسش خود را در قالب مصادیق مورد نظر خودتان ، مطرح نمایید تا در حد توان ، پاسخی فراهم کنیم ... نویسنده : سلیمانی خورموجی ببخشيد... ولي مثل اينكه امروز... تا 3 نشه بازي نشه... بازم سلام راستش دلم نيومد راجع به اتفاقات اين چند روزه چيزي ننويسم... شرمنده اخلاق ورزشكاري همه تون كه سال به دوازده ماه ورزش نمي كنيد!!! شنيدي چي شده؟... سمت رييس جمهور آمريكا، لنگه كفش پرت مي كنند و روز به روز چهره اش مخدوش تر ميشه... اما سمت رييس جمهور ما گوجه فرنگي، نه نشد همون تماته خودمون پرت مي كنند واما... روز به روز محبوب تر ميشه....
راستي چرا اينجوريه؟ اصلا ميخواي بدوني ماجرا از چه قراره؟ خوب ... زياد سخت نيست... فقط با يه كليك ساده، حله... شك داري؟ سخنراني رييس جمهور در اجلاس ضد نژادپرستي دوربان2 ژنو تازه ميتوني عكس هاشو هم ببيني. اینم گوشه ای از بازتابش تو دنیا.... خداييش تركونده! و اما آخر ماجرا هم دو تا پيامك براتون گذاشتم، بفرستيد براي رفقا... ................................................................ غده كفر الهي لجن آلود شود مي شود وعده حق كاش فقط زود شود در ژنو ضربه تيغ جملات دكتر غده را باز برش داد كه نابود شود ................................................................ براي دسترسي به تو، داد لازم نيست رحيل و گوچ و عبور از بلاد لازم نيست چه غم كه گر تو نباشي تو از بني الزهرا براي "احمدي" بودن " نژاد " لازم نيست! ................................................................ همه ي اينها رو نگفتم تا شما بگویید فلانی طرفدار آقاي احمدي نژاده... اما چه كنم؟! ... حس عزت ديني و ملي كه سياست و انتخابات نمي شناسه، مي شناسه؟!!! نويسنده: منتظرالمهدي
دوباره سلام! 27 خرداد 1384 نهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران مردم تصمیم گرفتند... مردم گفتان امام و انقلاب را به خاطر آوردند.... مردم انتخاب کردند.... امروز اردیبهشت 1388 چهار سال گذشت.... اینبار مردم چگونه انتخاب می کنند؟! .... که را انتخاب کنم؟! برای اینکه به این سوال پاسخ دهیم بد نیست سری به چینش سیاسی موجود بزنیم. اگر بگوییم تب انتخابات پنج، شش ماهی است فضای سیاسی کشور را فراگرفته چیزی به گزاف نگفته ایم. امروز راهروهای خانه احزاب بسیار شلوغ است و هر کدام از احزاب جناح های سیاسی با نشست ها و جلسات خود، یا به دنبال به اجماع رسیدن روی یک کانديدای واحد هستند و یا در تلاشند تا کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنند. گرچه باز هم نمی توان با اطمینان کامل گفت که چه کسی تا آخر می ماند. انتخاب کردن واقعا کار مشکلی است، اگر برای همان یک رایت احترام قائل باشی و باور داشته باشی که در مقابل این انتخابت مسئولی. خیلی جالب است که جریان طبیعی ریاست جمهوری 4 سال است. درست مانند 4 سال دانشجوییمان. یک کنکور سخت و سرنوشت ساز را پیش رو گذاشتیم با بیش از 200 سوال که با هر انتخاب صحیح یک قدم به انتخاب شیوه ی خاصی از زندگی نزدیک می شدیم. اما انتخابات... یک سوال پیش روی ماست. به چه کسی رای دهم؟ پایین تر که می روی 4 یا 5 یا نهایتا 10 گزینه داری که انتخاب کنی. و با این انتخابت سرنوشت نه تنها خودت بلکه همنوعانت را تعیین می کنی، کمی آرام می گویم تا فقط من و تو بشنویم، با این انتخاب، ما داریم مسیر تاریخ را رقم می زنیم... نكته: قسمتي از متن حاضر و مقاله اي كه در ادامه با كليك بر روي كلمه انتخاب مي توانيد آن را دانلود كنيد در سري جديد نشريه دغدغه آمده كه انشاالله به زودي به چاپ خواهد رسيد. البته قبلا با مدير مسئول محترم نشريه هماهنگی هاي لازم صوررت گرفته است. نویسنده: منتظرالمهدی سلام شلوغی های زندگی گاه مانع از این می شود تا فرصتی را به خود اختصاص دهیم و به اطرافمان بنگیریم و گاه بیندیشیم آنچه را ارزش اندیشیدن دارد... کلامی جهت تامل... «هر کس با عصای موسی(ع) ایمان بیاورد با گوساله سامری ایمان از کف می دهد.اصل در دین ما،برهان است»
نکته: نظر یادتون نره... انشاالله امروز مطلب انتخابات را آماده می کنم.
نویسنده: منتظرالمهدی
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! ادامه مطلب |
|