|
تنها كساني كه به خود زحمت بالا رفتن از كوه را مي دهند، در نهايت زمين را از وراي آن خواهند ديد...
فصل دوم: دو ضرورت
بخش اول: ضرورت اول ( نحوه نگرش ) موضوعات:
نویسنده : مهدی سلیمانی بخش دوم این مقاله نیز در آینده یی نزدیک نوشته و بر روی وبلاگ گذاشته خواهد شد ...
ادامه مطلب پرداختن پیرامون امر موعود مستلزم توجه به برخی از مقولات اساسی است که بدون آنها پژوهنده دچار سردرگمی در اصل موضوع خواهد شد .این اثر صرفا چکیده یی از این مسائل بوده و لاجرم توضیح پیرامون برخی از ابهامات آن منوط به گذشت زمان و نقدهای شما خوانندگان عزیز خواهد بود . ادامه مطلب نقد بسیار دقیق شما بر مقاله گردیدن بر مدار دیگران را خواندم .
البته در جواب شمایی که چنین بزرگ منشانه می نویسید چند نکته را یادآوری می کنم . ۱- اولا هرگز خود را در خور آنچه گفته اید ندانسته و نمی دانم . ۲- دایره مطالعات شما بسیار خوب است ولی باید گفت که حتی آوینی نیز شما را اشباع نخواهد کرد .این واقعیتی است که خود او نیز شاید بر آن وقوف داشته است چرا جان مایه آثار او بی قراری یی است که تا لحظه شهادت همراه با او بود ... او هیچ گاه خود را اشباع ندید تا مدعی اشباع نمودن دیگران باشد... ۳- اینکه گفته می شود به زبان مخاطب بنویسید نه از جهت کسب مخاطب بلکه منظور عدم محور قرار گرفتن نفس نویسنده در نوشتن می باشد . ۴- منظور از مخاطب صرفا مخاطب امروز نیست . مگر چند نفر در زمان آوینی مخاطب او بودند . واقعیت چنین است که بسیاری از کسانی که امروزه زیر علم آوینی سینه می زنند د ر زمان حیات این شهید حتی جواب سلام او را هم نمی دادند تا آنجا که برخی حتی در مسلمانیش شک کرده بودند.آخرین محصول روایت فتح (مرتضی و ما) است پیشنهاد می کنم آن را ببینید تا عمق ماجرا را درک کرده باشید . در کنار آن به قسمت های آخر کتاب پله پله تا ملاقات خدا اثر زرین کوب... آنجایی که از مرگ مولانا سخن می گوید مراجعه نمایید. بسیاری از کسانی که تا دیروز دشمن مولانا بودند پس از مرگ او هم داستان با شوریدگی او می شوند . اگر نویسنده در اثر خود کنه ماجرا را شکافته باشد زمان در بستر خود مخاطب آن را فراهم خواهد نمود... ۵- اینکه از عدم ارائه راهکار می نالید خواسته به حقی است که علم ناچیز نویسنده علت آن بوده که از آن پوزش می طلبم. اما یک سوال . آیا بدون تشخیص علت بیماری می توان به درمان آن پرداخت؟ غایت این گونه آثار نشان دادن علت درست درد است و نه چیز دیگر . ۶- اگر از کسانی می گویید که اسماْ در گروه مهدویت عضو هستند . می باید بگویم که حتی بیشتر آنها را نمی شناسم تا صحت گفته شما را تایید و یا رد کرده باشم . ولی واقعا برای تعداد ارزشی قائل نیستم چرا که معتقدم (یکی مرد جنگی به از صد هزار ...) و دیگر اینکه همیشه ظاهر را منطبق با باطن ندیده ام . این حقیر همیشه خود را خاک پای کسانی دیده ام که برای آن عزیز سفر کرده قدمی هر چند ناچیز برداشته اند . به نظر من همین کافیست... ۷- باید یادآوری نمایم که یک نقد خوب با نام نویسنده آن کامل می گردد .خوش حال می شویم اگر در نقدهای آینده نام خود را در پایین اثر مرقوم نمایید. به امید نقدهای بیشتر شما . یا علی . |
|