تبليغاتX
وبلاگ گروه مطالعاتی مهدویت دانشگاه خلیج فارس بوشهر

 

  

 بغضي گلويم را چنگ مي زند... نمي دانم چه خبر است

كه ناگهان...

                          بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله فزت و رب الكعبه...

و صدايشان را مي شنوم كه همانند زمزمه اي  مي ماند، ( مگر علي نماز هم مي خواند!...)

                                                                        ديگر چيزي نمي شنوم...

آري براي بار... نمي دانم چندم ولي یک بار دیگر اين انسان نمك نشناس سعی کرد با دستان خود نور الهي را خاموش كند...

گوش كن... دقيق گوش كن حتي چاه نيز از اين درد بزرگ به سخن آمده... چاهي كه روزگاري ظرفيت شنيدن دردهای علی(ع)را داشت اما امروز ظرفش از اين درد پر شده و ناله مي كند...

                                                                                آري... گوش كن...

نویسنده: حر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 23:18  توسط   | 

« اين سخن عبدالكريم سروش و محمد مجتهد شبستري كه وحي الهام بر پيامبر بوده و ماهيت قرآن بر ما آشكار نيست و نمي‌توان به آن استناد كرد درست است.»

« درحال حاضر مطالب قرآن با برخي دريافت‌هاي بشري سازگار نيست؛ چرا كه احكام آن متناسب با زندگي قبيله‌اي است و اگر بپذيريم احكام كتاب آسماني مسلمانان قطعي و جاودانه است بايد بگوييم كه زندگي مورد نظر اسلام زندگي قبيله‌اي است»1

 

« اختلاف و ترديد مردم در قرآن بر تو گران نيايد؛ اختلاف و ترديد در كتاب آسماني چيز تازه اي نيست؛ ما به موسي نيز كتاب آسماني داديم ولي در آن اختلاف شد، و اگر از جانب پروردگارت سخني صادر نشده بود كه براي انسان ها در زمين سرآمدي هست، قطعا ميان كساني كه در آن كتاب اختلاف كردند داوري شده و هر كس به سزاي كردارش رسيده بود. آري؛ قوم موسي درباره كتاب او سخت در شك و ترديد بودند.»

« و قطعا پروردگار تو به همه كساني كه در كتاب موسي اختلاف كردند، سزاي اعمالشان را به طور كامل خواهد داد، زيرا او به آنچه مي كنند آگاه است»                     هود110و111               

  1. تازه‌ترين اظهارات، سخنان انحرافي و موهن عضو شاخص مجمع روحانيون مبارز و جبهه اصلا‌حات است كه خود را براي رياست جمهوري مجدد آماده مي‌كند. در ديدار با زنان حزب مشاركت با موضوع بررسي «جايگاه زن در قرآن» منبع هفته نامه پرتوسخن شماره87/06/27 .۴۴۶   - موسسه امام خميني(ره)                         

 نویسنده: یکی از مردم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 21:31  توسط   | 
نمی دانم چرا ... ولی یقین دارم که پس از بازگشت از سفر ، تندی کلامم به مراتب زننده تر شده است و این نیز اسباب تأسف است ... اما اگر آنچه را که در مدینه و مکه مشاهده نمودم ، شما نیز می دیدید (که البته بعید می دانم که ندیده باشید) ... تا اندازه یی ، نوع کلامم را درک می نمودید ... هر چند که اینها چیزی نیست که بتوان به راحتی بر روی وبلاگ توضیح داد ... (این نمونه یی از قلب شدن واقعیت موجود است ، واقعیتی که در زمان جاری است ولی زبانی برای گفتنش نمی یابی ... بقیع را می گویم ، مظلومیت گنبد سبز را می گویم ... و جماعتی که چون یهود بنی اسراییل ، خود را فرقه ناجیه نامیده و دیگران را به چوب تکفیر می راند ...) ، نمی دانم ولی تمام این صحنه ها ، از زمان برگشت تا کنون ، مدام برایم تداعی می شود ... و می بینم که چگونه عده یی ، اسلام عزیز را به سخره گرفته ، ملعبه ی دستان خود قرار داده اند و عده یی دیگر نیز ، در گوشه یی نشسته و همه در گوشه ی گلایه می نوازند ، علی را می بینم که در میان یارانی سست و کم مایه ، چشم به آسمان دوخته است ... نمی دانم ... به راستی نمی دانم که چرا دیگر صبرم به سر آمده است ... (ربنا افرغ علینا صبرا)
اما در مورد پرسش شما :


اینکه چه باید کرد ... شما را ارجاع به کلام شهید آوینی می دهم : ( روح هنر جدید را باید تسخیر نمود و نه قالب آن را )
تمام کلام ، همین است ... تنها می خواستم تا عمق این کلام را درک نمایید و اینکه سید مرتضی مدام فریاد می زد که... ( امروزه ) اصلاً سینمای اسلامی نداریم ...
به راستی باید فکری کرد . اما این نه به معنای خراب نمودن تمام چیزهایی است که تا کنون آموخته ایم بلکه به معنای جهت صحیح دادن به هر آن چیزی است که از امروز می سازیم .
در ضمن در مقاله ( نقش احساس در قرآن ) نمونه یی از یک رسانه ی قدسی و اصول حاکم بر آن توضیح داده شده است ، لطفا با تأمل بیشتر مطالعه شود .
در ضمن گمان می کنم که باز هم می بایست از بابت همه چیز عذری دیگر بخواهم... این هم شده عادتی برای ما ...
 در نهایت ، هر آنچه که تا کنون گفته شده ، تنها در حد بضاعت و صبر ناچیز این قلم بوده است ، مابقی را ...
نویسنده : سلیمانی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت 17:57  توسط   | 
با سلام ...

از اینکه در همان ابتدا با نقد آغاز نموده اید بسیار خوشحالم ... این را واقعا می گویم . اما پاسخ به پرسش ها .

۱- می توان با تایید و یا رد نظرات ، آنها را از این حالت بیرون آورد . (این را بر عهده مدیر وبلاگ می گذارم)

۲- این گونه نوشتن ، کلاس گذاشتن و فخر فروشی نیست ، سیاق کار نویسنده در بیان چنین مطالبی این گونه است ...اما برای کسانی که به دنبال سبکی دیگر هستند ... منتظر درج مجموعه (ایام معدودات) باشند به گمانم به ذائقه آنها بیشتر نزدیک باشد .

۳- دیر به دیر به روز شدن مطالب تقصیر این قلم نیست چرا که روزگار گرفتاری های دیگری نیز برای ما در آستین دارد ... اما به نظر این قلم کسی که سالها به انتظار حجتش نشسته است نباید تحمل یک روز برایش سخت باشد ... البته امیدوارم هیچ گاه تحمل ما برای ظهورش به درازا نکشد ...

۴- این کار را نیز بر عهده مدیر وبلاگ می گذارم ...

۵- گاهی خلاصه بودن متن ، این سوالات را نیز به وجود می آورد ... آنچه در مورد اینترنت گفته اید شاید تا حدودی درست باشد ، ولی طبق آنچه در متن اشاره شده است  در نقد رسانه ها نباید موردی عمل نمود .می بایست به صورت یک خط سیر ، آن را دنبال نمود (دقت شود)... چرا که اینترنت نتیجه پیشرفت ایده های اولیه یی است که رادیو و تلویزیون را به وجود آورده اند ، هیچ گاه ، رویه را ملاک نقد قرار ندهید ... همان گونه که گفته شد رسانه برای تفنن است ولی در این غایت خود تفننی عمل  نمی کند ... به گمانم همین تفننی عمل نکردن ، دلیل مبهم بودن قضیه در نزد شما بوده است ... در ضمن پرداختن به هر چیز به جز غایت هستی ، فراهم آوردن اسباب تفنن و دل مشغولیست . آیا چنین نیست ؟

۶- بله ، درست حدس زده اید . منظور از فضا ، همان هستی شناسی نویسنده است ، اما با این توضیح که اصلی در فلسفه وجود دارد بدین مضمون که ( همه مردم فیلسوفند ، فقط نام قواعدی که به کار می برند را نمی دانند ) ... منظور از مطالعه هستی شناسی نویسنده این است که می بایست در عمق اندیشه او نفوذ کرد و تنها صورت کلامش را مدنظر قرار نداد .

برای روشن شدن مطلب ، مثالی می زنم : کسانی که با قلم مأنوسند ، آثار افرادی چون صادق هدایت ، احمد شاملو و یا ژان پل سارتر را در اوج زیبایی می بینند ولی اگر در عمق ماجری غور نمایید دیگر از این زیبایی اثری نمی ماند . (دقت نمایید)

۷- اگر به نظریه فطرت (کتابی تحت همین عنوان از استاد شهید مرتضی مطهری) مراجعه نمایید ، نوع خاص خلقت انسان را باعث گرایش یافتن او به برخی امور معرفی کرده است که یکی از همین امور ، حقیقت می باشد . (توضیح بیشتر را از استاد مطهری بخواهید)

۸- متأسفانه به علت پایین بودن سرعت اینترنتی که از آن استفاده می کنم موفق به آپلود نمودن فیلم نشدم ... قطعه یی دیگر نیز از فیلم ماتریکس را آماده کرده بودم که باز هم با همین مشکل روبرو شدم ... کمبود امکانات ، همیشه دست و پا گیر بوده است !

 ۹- برای سوال آخر شما نیاز به مجال بیشتری می باشد ... البته این قلم با نظر شما موافق نیست و پیداست که متن پیشین نتوانسته ابهام شما را برطرف نماید ... فلذا به متنی که در ادامه می آید توجه نمایید ، امیدوارم که ابهامتان رفع شود ولی اگر این اتفاق نیفتاد پرسش خود را به صورتی دقیق تر در وبلاگ مطرح نمایید .

متنی که در ادامه می آید آخرین حلقه از سلسله مباحث کارکرد رسانه هاست که این  نویسنده ارائه می ماند . متن مثل همیشه اندکی غامض خواهد بود ( که تقصیری از این بابت بر اینجانب نیست ...) و علاوه بر آن ، در مقایسه با متن های قبلی ، تا حدی نیز طولانی می باشد . مباحثی که در این متن بدانها پرداخته شده است :

-  یا این ... یا آن (بحثی در ماهیت ابزار)

- نقش احساس در قرآن (بحثی پیرامون این مطلب که آیا می توان در ابزار قدسی نیز از احساس مخاطب استفاده نمود یا نه ؟)

از اینکه سخن به درازا کشید ، پوزش می طلبم .

نویسنده : سلیمانی خورموجی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 21:27  توسط   | 
آری ... به راستی همه چیز از آن اوست پس بار دیگر نیز ... به نام او
همیشه رسم بر این بوده که مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد و این بار نیز همین گونه بوده است . سعی کرده ام تا پاسخی در حد توان برای پرسش های شما داشته باشم ، تا چه افتد و چه در نظر آید ...
الف - آیا می توان به عمق فاجعه پی برد ؟ (نقدی بر یک لطیفه)
ب- رسانه مدرن به کدامین نیاز پاسخ می گوید ؟

ج- پاسخ به سه پرسش اساسی در باب منظور ما از رسانه :
1- رسانه تنها این نیست .
2- رسانه مدرن و مفاهیم دینی
3- یک تناقض که حل نشده بود ...
این مبحث ادامه دارد لطفا با ما همراه باشید ...
نویسنده : سلیمانی خورموجی
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 12:35  توسط   | 
تنها مخاطب همراه و پویای ما.

پاسخی را برای سوالاتتان آماده کرده ام امیدوارم مفید واقع شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 12:11  توسط   |