|
با سلام ...
در این پست با سه مطلب ، به روز هستيم (!) الف : مقاله ( می گویم الف ... ) ، كه در ادامه پاسخ به پرسشي پيرامون واقعيت و حقيقت مي باشد و در بر دارنده مطالبي است كه در وهله نخست ، متوجه خود نويسنده است تا شخصي ديگر ... ب : مقاله ( بازگشت به یک پرسش ) ، كه حاوي جواب هايي به سوالات ( حر ) در زمينه كاركرد رسانه ها و چند مطلب ديگر در همين موضوع مي باشد ... ج : مقاله ( حجیت عقل ) ، كه اين متن نيز در پاسخ به پرسش آقاي طاهري در مورد علت ارجاع به عقل مي باشد ... در نهايت خوشحال مي شويم اگر مخاطبان گرامي ( خصوصاً حر و يكي از مردم )، نظرات طولاني خود را در صفحه اصلي وبلاگ بگذارند ... و اگر امكان آن وجود ندارد ، در صورت رضايت آنان ، نظرات را بر روي صفحه اصلي وبلاگ خواهيم گذاشت ... با سلام به یکی از مردم و دیگر خوانندگان علاقمند به این گونه مطالب...
از این به بعد سعی می کنم به صورت هفتگی ۵ اصل مدیریتی را به همراه آیه مورد نظر آن را برایتان بفرستم. نویسنده: حر ادامه مطلب سلام.............................. سلام
بعد از یک ماراتون نفس گیر در سطح دانشگاه بالاخره وقت شد سری هم به وبلاگ بزنم و پاسخی را بر نقد مدیر وبلاگ بگذارم. به علت تاخیر پیش آمده عذر می خواهم. خداقوت نویسنده: منتظرالمهدی با عرض سلام به همه اهالی وبلاگ نسل واصل شاید کمی دیر شده باشد ولی... از کارکرد رسانه تا راز اولین سیلی...... نویسنده:حر این مطلب با تاخیر سه هفته ای بر روی وبلاگ گذاشته شد.
با سلام ،
پیش از این بارها بر این نکته تأکید شده بود که از دیدگاه ما ، نقد اندیشه ها به معنای تخطئه و یا تکفیر یک دیدگاه نبوده و نخواهد بود و در این راه نیز تنها بر ارائه ادله بسنده نموده ایم ... اما اینکه در این راه ، برخی ما را به سیاه نمایی در بررسی اندیشه ها متهم نمایند ، نه چیز تازه یی است و نه دور از ذهن ... اما امید داشتیم ، آنانیکه خود را گاه مدافع دکتر شریعتی می خوانند بر مدعای خویش ، دلیلی نیز اقامه نموده و این همه بیهوده بر طبل مظلوم نمایی نکوبند ... تأکید ما نیز بر آراء مرتضی مطهری ، نه برخاسته از تصلب فکری و نوعی جدال بی حاصل بلکه ناشی از نوعی پویایی فکرییست که آثار ایشان را مشحون از آن دیده و بر این مدعای خویش نیز با دلایلی عقلانی تصریح داریم ... ![]() در ادامه پاسخی بر نقد یکی از مخاطبان بر مقاله « توضیحی بر یک اشتباه » ارائه می شود که البته در متن آن به دلیل تخصصی شدن مطلب ، ناگزیر از به کار بردن اصطلاحات دقیق فلسفی و منطقی شده ایم که امید است مفید واقع شود . در نهایت نیز تصحیحی را که پیش از این بر مقاله « نگاهی دیگر » وارد دانسته بودیم را ارائه کرده و تأکید می کنیم که هیچ گاه باب انتقاد مستدل را بر مخاطب نبسته ایم ... - خیلی برام عجیبه! - چی عجیبه؟ - انگار تاریخ دوباره داره تکرار می شه!!! - می دونی، حکایت ما آدما، همون حکایت 1400 سال پیشه؛ شایدم پیشترش، تنها چیزی که تغییر کرده، نوع ابزار و ادواته وقایع همون وقایعند و انتخابا همون انتخابا، اما اصل ماجرا تا نمی دونم کی شاید تا قیام مهدی فاطمه(ع) نبرد حق و باطل باشه، اما امون، امون از اون روزی که باطل لباس حق بپوشه. - همین آخری رو که گفتی بنویسش. - منظور؟! - تو بنویسش. - ....... خوب، بفرما، نوشتمش. - حالا بشمار ببین چندتا شعار توشه؟ - نمی فهمم چی می گی!؟..... من که شعار ندادم. - بشمار. 1- همون حکایت 1400 سال پیش 2-تغییر ادوات و ابزار 3- قیام مهدی(عج) ۴- نبرد حق با باطل 5- باطل لباس حق بپوشه. - ولی بازم می گم من شعار ندادم. - فکر می کنی شعار دادن چیه؟ من و تو... همه اونایی که می شناسیمشون و هر روز یه تریبون دستشونه و نطق می کنند، همه ی اینا رو می دونن و می گن، اما هیچ اتفاقی نمی افته؛ می دونی چرا؟ چون ما فقط حرف می زنیم... شعار می دیم... عمل پشتش نیست... - ولی ما.... حرفم رو خوردم... داشت راست می گفت... اگه می خواستم ادامه بدم، چیزی جز توجیه نبود....ساکت شدم.... نویسنده: منتظرالمهدی |
|