تبليغاتX
وبلاگ گروه مطالعاتی مهدویت دانشگاه خلیج فارس بوشهر
با سلام ...

در این پست با سه مطلب ، به روز هستيم (!)

الف : مقاله (  می گویم الف  ... ) ، كه در ادامه پاسخ به پرسشي پيرامون واقعيت و حقيقت مي باشد و در بر دارنده مطالبي است كه در وهله نخست ، متوجه خود نويسنده است تا شخصي ديگر ...

ب : مقاله (  بازگشت به یک پرسش ) ، كه حاوي جواب هايي به سوالات ( حر ) در زمينه كاركرد رسانه ها و چند مطلب ديگر در همين موضوع مي باشد ...

ج : مقاله (  حجیت عقل ) ، كه اين متن نيز در پاسخ به پرسش آقاي طاهري در مورد علت ارجاع به عقل مي باشد ...

در نهايت خوشحال مي شويم اگر مخاطبان گرامي ( خصوصاً حر و يكي از مردم )، نظرات طولاني خود را در صفحه اصلي وبلاگ بگذارند ... و اگر امكان آن وجود ندارد ، در صورت رضايت آنان ،  نظرات را بر روي صفحه اصلي وبلاگ خواهيم گذاشت ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 9:58  توسط   | 
با سلام به یکی از مردم و دیگر خوانندگان علاقمند به این گونه مطالب...

 از این به بعد  سعی می کنم به صورت هفتگی ۵ اصل مدیریتی را به همراه آیه مورد نظر آن را برایتان بفرستم.

نویسنده: حر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 14:26  توسط   | 
سلام.............................. سلام

بعد از یک ماراتون نفس گیر در سطح دانشگاه بالاخره وقت شد سری هم به وبلاگ بزنم و پاسخی را بر نقد مدیر وبلاگ بگذارم. به علت تاخیر پیش آمده عذر می خواهم.

                                                                                                                خداقوت                  

نویسنده: منتظرالمهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/15ساعت 15:2  توسط   | 

با عرض سلام به همه اهالی وبلاگ نسل واصل

شاید کمی دیر شده باشد ولی...

 از کارکرد رسانه  تا راز اولین سیلی......

نویسنده:حر

 این مطلب با تاخیر سه هفته ای بر روی وبلاگ گذاشته شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 15:55  توسط   | 
با سلام ،
پیش از این بارها بر این نکته تأکید شده بود که از دیدگاه ما ، نقد اندیشه ها به معنای تخطئه و یا تکفیر یک دیدگاه نبوده و نخواهد بود و در این راه نیز تنها بر ارائه ادله بسنده نموده ایم ... اما اینکه در این راه ، برخی ما را به سیاه نمایی در بررسی اندیشه ها متهم نمایند ، نه چیز تازه یی است و نه دور از ذهن ... اما امید داشتیم ، آنانیکه خود را گاه مدافع دکتر شریعتی می خوانند بر مدعای خویش ، دلیلی نیز اقامه نموده و این همه بیهوده بر طبل مظلوم نمایی نکوبند ...
تأکید ما نیز بر آراء مرتضی مطهری ، نه برخاسته از تصلب فکری و نوعی جدال بی حاصل بلکه ناشی از نوعی پویایی فکرییست که آثار ایشان را مشحون از آن دیده و بر این مدعای خویش نیز با دلایلی عقلانی تصریح داریم ...

در ادامه پاسخی بر نقد یکی از مخاطبان بر مقاله « توضیحی بر یک اشتباه » ارائه می شود که البته در متن آن به دلیل تخصصی شدن مطلب ، ناگزیر از به کار بردن اصطلاحات دقیق فلسفی و منطقی شده ایم که امید است مفید واقع شود .
در نهایت نیز تصحیحی را که پیش از این بر مقاله « نگاهی دیگر » وارد دانسته بودیم را ارائه کرده و تأکید می کنیم که هیچ گاه باب انتقاد مستدل را بر مخاطب نبسته ایم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/06ساعت 9:4  توسط   | 

- خیلی برام عجیبه!

- چی عجیبه؟

- انگار تاریخ دوباره داره تکرار می شه!!!

- می دونی، حکایت ما آدما، همون حکایت 1400 سال پیشه؛ شایدم پیشترش، تنها چیزی که تغییر کرده، نوع ابزار و ادواته وقایع همون وقایعند و انتخابا همون انتخابا، اما اصل ماجرا تا نمی دونم کی شاید تا قیام مهدی فاطمه(ع) نبرد حق و باطل باشه، اما امون، امون از اون روزی که باطل لباس حق بپوشه.

- همین آخری رو که گفتی بنویسش.

- منظور؟!

- تو بنویسش.

- ....... خوب، بفرما، نوشتمش.

- حالا بشمار ببین چندتا شعار توشه؟

- نمی فهمم چی می گی!؟..... من که شعار ندادم.

- بشمار. 1- همون حکایت 1400 سال پیش 2-تغییر ادوات و ابزار 3- قیام مهدی(عج)  ۴- نبرد حق با باطل  5- باطل لباس حق بپوشه.

- ولی بازم می گم من شعار ندادم.

- فکر می کنی شعار دادن چیه؟ من و تو... همه اونایی که می شناسیمشون و هر روز یه تریبون دستشونه و نطق می کنند، همه ی اینا رو می دونن و می گن، اما هیچ اتفاقی      نمی افته؛ می دونی چرا؟ چون ما فقط حرف می زنیم... شعار می دیم... عمل پشتش نیست...

- ولی ما....

حرفم رو خوردم... داشت راست می گفت... اگه می خواستم ادامه بدم، چیزی جز توجیه نبود....ساکت شدم....

نویسنده: منتظرالمهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 13:12  توسط   |