|
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! ادامه مطلب
مخاطب : نویسندگان نوقلم و جوان (صباح ، حر ، وجدان بیدار ، حامیدر ، بنده آزاد و ...)
می گویم : به نام دوست ، که هر چه شنیدیم به نام او بود (!) الف : سمبولیسم ، زبانی است آکنده از کنایه ، تلویح و گاه نیز تأویل ... و بهترین دست مایه است برای پرداختن به گفتاری که در سیاق صریح نمی آید و نمی بالد ... « سمبولیسم را می توان هنر بیان افکار و عواطف ، نه از راه شرح مستقیم ، نه به وسیله تشبیه آشکار آن افکار به تصویرهای عینی و ملموس ، بلکه از طریق اشاره به چگونگی آنها ، و استفاده از نمادهایی بی توضیح برای ایجاد آن عواطف و افکار در ذهن خواننده دانست .» _ سمبولیسم / چارلز چدویک؛ ترجمه مهدی سحابی - ص 11 تأویل و گذر از ظاهر به باطن کلام ، مقوله یی است که حتی فلسفه های جدید نیز نسبت به استفاده از آن بی توجه نبوده اند ... نیچه در اثر مشهور خود (چنین گفت زرتشت) ، در پی بکار گیری بسیار جدی این شیوه ی ادای مطلب است . ادموند هوسرل - ریاضی دان و فیلسوف ابتدای قرن بیستم - با فلسفه پدیدارشناسانه ی خود و در پس اصطلاح (اپوخه) ، به دنبال یافتن جایگاه تأویل و گذر از صورت به معناست ... حتی گابریل مارسل - فیلسوف اگزیستانسیالیست - نیز بر آن می شود که حیات به معنای زیستن در میان رازهاست (!) ... هر چند که اینان در جایگاه های مخصوص به خود قرار دارند ولی همگی به نحوی تحت تأثیر نقش تأویل در کلام بوده اند . (آیا سزاوار نیست که نویسندگان جوان ، اندکی هم از صورت و ظاهر گذر کرده ، راهی به باطن سخن بجویند ... به راستی آیا انصاف است در برابر فلسفه ی هنر ، این چنین بی حوصله و زود رنج باشیم ؟ ) ادامه مطلب سلام بر تو ای درگاه لطف و رحمت خدا و حاکم و حافظ دین خدا سلام بر تو ای خلیفه الله و نصرت بخشنده ی دین خدا سلام بر تو ای حجت خدا بر خلق عالم و راهنمای بندگان به مقاصد الهیت سلام بر تو ای تلاوت کننده ی کتاب خدا و مفسر و مبین حقایق آن
چهارشنبه سوری که... حکایت انتقادی، که گوشه ی کوچکی از اشتباهات من و تو رو نشون می داد. آهای همه ی اونهایی که با خوندن حکایت چهارشنبه سوری، داغ کردین و بهش حمله ور شدین نگفتین شاید، احتمالا، ممکنه، یک به هزار، گوش شیطون کر، راست گفته باشه... حکایتی که وضعیت گذشته و امروز خیلی از ماها رو مشخص کرد، حکایتی که نمی گیم صد در صد درست بود، زیرا که میزان حق و باطلش هنوز دستمون نیست ولی گودی بود برای یه آزمون سخت .... آزمون سنجش ظرفیت... ظرفیت ماهایی که ادعاهامون گوش عالم و آدمو کر کرده و خودمون نمی دونیم... می دونی چرا! چون اونقدر موج صدای ادعامون زیاد بوده که اول از همه پرده گوش خودمون رو پاره کرده و نمی ذاره بشنویم آنچه که باید بشنویم. حر، منتظرالمهدی، دریا، حامیدر، دیگه ... دیگه، وحشت، امیدوار، (...)، قشمشم الدوله، دایی جون، وجدان بیدار شمایی که نظر دادنتون ثابت می کنه حتی یکبار مطلب رو درست نخوندی و با قیافه ای حق به جانب کلی هارت و پورت کردی، به قول یکی از دخترای آخر اتوبوس و.... همه مون آزمایش شدیم... معیار سنجش این آزمایش ..... سنگ محک این ماجرا
پیر جماران: اسلام عزیز سیلی خورده، چرا ما نخوریم؟!
حاضری برای اسلام سیلی بخوری و دم نزنی، حاضری آبروت رو برای دینت گرو بذاری و دم نزنی؟! حاضری اگه یکی مخالف کارات، حرفی زد به تریش قبات بر نخوره؟! و بگی شاید عمل من مشکلی داشته باشه؟! حاضری برای یه بار هم که شده حرفی مخالف نظرت رو بشوی... حاضری حرف به ظاهر تلخ بشنوی اما دست تلخ گو رو بگیری و بهش بگی شاید تو راس می گی، بیا با هم خوب باشیم. نه اینکه از همون اول شمشیر رو هم بکشیم. ... گرچه از قدیم الایام گفتن حرف حق، تلخه... ولی با همه ی تلخیش شنیدن داره... البته اگه شهامت داشته باشی و تا آخرش رو، گوش بگیری. شده با خودت فکر کنی، منی که دارم دیگرون رو از گناه دور می کنم اول بار خودم اونطوری شروع کردم... شده با خودمون فکر کنیم شاید ما اونچه برای دیگرون حرج می دونیم و به خاطرش داریم همه رو از دم تیغ می گذرونیم یه روز برای خودمون عین ثواب می دونستیم و با قدم زدن توی همون کوچه به مقصدمون رسیدیم. حالا چطوره برا دیگرون بده. شده فکر کنی، شاید واسه همینه که دیگرون به حرفهامون گوش نمی دن... چون خودمون راه رو رفتیم، اما... شده با خودمون فکر کنیم چرا این همه به دیگرون ظن بد داریم... آهای همه ی اونهایی که به چهارشنبه سوری حمله ور شدین... با شمام... با خود خودتون... پایان آزمون.... برگه ها بالا.... نه جانم... هیچکدوممون نمره ی قبولی نگرفتیم... هیچکدوممون... آهای اونهایی که حاضر نیستید اشتباهایی که کردین رو بپذیرید ... چهارشنبه سوری یه مشت کوچکش بود نمونه خروار، هر کدومتون یه جوری به در و دیوار کوبیدید تا خودش رو تبرئه کنه... از دین و امامش هم برای اثبات ادعای خود کم مایه نگذاشتید.... مهدی فاطمه(س) از امام حسین هم غریب تره، بگم از کجا؟! سر جد هر کی قبول داریم، ابوالفضل امام زمان(عج) کیه؟! قاسم و علی اکبر امام زمان(عج) کیه؟! نکنه باز می خوای باد به غبغبت بندازی و بگی: مگه ما مردیم، خوب من و تو دیگه!!! نه جانم... خیلی تلخه که ما حتی نمی دونیم زیر علم کی داریم سینه می زنیم و یقه پاره می کنیم... ما بلد نیستیم چطور با هم باشیم و چطور باهم کار کنیم و چطور آیینه همدیگه باشیم، اونوقت.... نچ.... من و تو همون بهتره که هنوز در این بمونیم که وقتی وارد اتاق کارمون می شیم شک کنیم که سلام کردن وارد است یا وارد نیست... این همه مسئله اساسی برامون کشکه اما... مخلص کلام اینکه: من و تو و امثال ما، اگه رو همین منوال باقی بمونیم، نه تنها نمی تونیم سیلی خوره دین خدا باشیم، بلکه ممکنه یه روزی برسه که به خاطر خود خودمون به دین خدا سیلی بزنیم.
پروردگارا تو را ستایش می کنم برای هر چه از بلا و محنت و رنج و راحت که در قضا و قدر تقدیر کردی بر خاصان و محبانت... یعنی بر آنان که وجودشان را برای شهود حضرتت خالص و برای تبلیغ دینت مخصوص گردانیدی چون بزرگ نعیم باقی و بی زوال ابدی را که نزد تست بر آنان اختیار کردی بعد از آنکه زهد در مقامات و لذات و زیب و زیور دنیای دون را بر آنها شرط فرمودی، آنها هم بر این شرط متعهد شدند و تو هم دانستی که به عهد خود وفا خواهند کرد.
امضا: حر – آزاد انشاالله مطلب بعدی « روزشمار انتخابات و بررسی تفکرات بنیادی کاندیداها» خواهد بود.
مورد الممالک : اِهِم (صدای صاف کردن خلط سینه) ... آب گل آلود ، به علت نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی ... تا اطلاع ثانوی ، گل آلود باقی مانده و مسبب آن نیز به حکم داروغه ، تحت تعقیب می باشد .
حاجی شنبلیله : احسنت ، احسنت (!) تیتر اول کاغذ اتفاقیه : قشمشم الدوله ، بازداشت شد (!) قشمشم الدوله : (البته در حال چیز خوردن - پی پی و از این جور حرفا - ) ... بابا ، به جون گربه ی ملوک خانم (!) به برق زدنای کله حاجی شنبلیله (!) ... من نبودم . اصلاً روحم هم خبر نداره کدوم پدر صلواتی این اراجیف رو سر هم کرده ... (!) تیتر اول کاغذ اتفاقیه - چند روز بعد - : قشمشم الدوله ، به پدر پدر جدش پیوست (!) دایی جان در حال نصیحت کردن خواهر زاده اش : بالاخره یه روزی ، هم این بعضیا و هم اون بعضیا می بایست حساب می اومد دستشون که نون ذرت خوردن، دندون آهنی می خواد ...(!) السلام عليكن ... با اجازه ي بزرگتراي جمع - خصوصاً دايي جان و بچه ی شوهر خواهرش (!) - ، ميخوام پا بذارم رو دم بعضيا و يه بغل دك و پوز پياده كنم . البته اگه كسي بهم نگه : فلوني ، تو رو چه به اين حرفا (!) ... ولي عجب آب گل آلودیه ، جون ميده واسه ماهي گرفتن ... من كه حسابي خر كيف شدم ، شما چي ؟!
میگم : البته اگه درست يادم مونده باشه ، همين حاجي مكه نديدها بودن كه توي بساط مشروطه ، پاي چوبه دار (شيخ فضل الله) ... واسه سلامتي از ما بهترون ، سلام و صلوات در ميكردن ... از همون غايله ي به توپ بسته شدن مجلس و قبضه شدن حكومت توي مشت محمد علي شاه ... شستمون خبردار شد كه : نه به اين جماعت ميشه اميدي داشت و نه به اون جماعت ... راستش باباي ما - خدا بيامرز - از همون زمان ، با خودش عهد كرد كه تا وقتي زندس ، پر قباي مدرس رو ول نكنه ... حالا ، ما هم تخم و تركه ي همون بابا ... هر كي هم بدش مياد ، خب بياد ، به ما چه ... اصلاً كي اونا رو طرف حساب خودش ميگيره كه حالا ما دوميش باشيم ...(!) میگه : چیه ، هنوز تار و تمپک نیومده ، قر تو کمر انداختین ... بوی جهنم - تون رو میشه از دو فرسخی هم شنید... (!) میگم : تو همه اینا رو بذار به این حساب که « بالاخره هر مسجدی هم یه جایی واسه دست به آب شدن داره » ... در ثانی ، هنوز خدا نمرده که تو بخوای جاشو بگیری ...(!) امضاء : قشمشم الدوله ... از بلندي صداي ضبط ماشين مغزم درحال متلاشي شدن بود، شلوغي خيابونها،صداي وحشتناك ترقه هاي كه گاه و بيگاه زير پاي جمعيت منفجر ميشد و متعاقب آن صداي جيغ هاي جدي و شوخي مردم، صداي بلند ضبط ماشينها و... همه حكايت از بودن ما در روز چهارشنبه سوري مي كرد ادامه مطلب سلام! وقتي قلم به دست مي گيري، افكار به تو هجوم مي آورد و تو گمان مي كني نوشتن خيلي راحت است اما همينكه نوك قلم به كاغذ مي رسد نمي تواني همه چيز را درست كنار هم قرار دهي و آنجاست كه مي فهمي حرف زدن چه راحت است و عمل كردن بسي سخت... و چقدر سخت تر است اگربخواهي همان تكه اي از افكارت را كه روي كاغذ آورده اي را روزي عملياتي كني... سینما، مخاطب ۲، شاید شروعی باشد برای یک تلاش خداقوت
با سلام ...
چندی پیش ، فرصتی فراهم شد تا پیرامون یکی از شخصیت های بسیار مهم دوران انقلاب - دکتر علی شریعتی - و تأثیرش بر جریانات فکری ایران ، گفتگویی داشته باشیم ... آنچه در ادامه می آید ، جستار دیگریست بر آثار ایشان ... که امید است مفید واقع گردد .
برای سهولت در فهم زوایای این نقد ، تمام مقالاتی که در این باره و توسط (حر) نوشته شده ، و نقد آنها را یکجا ارائه می دهیم ... الف - « راز اولین سیلی - حر » : آغاز یک ماجرا ... که به جریانی انتقادی در باب شریعتی ختم گردید . ب - « نگاهی دیگر - سلیمانی » : سیری از پرسش هایی که در مورد دیدگاه شریعتی پیرامون عدالت و امامت مطرح می شود . ج - « تصحیحی بر نگاهی دیگر - سلیمانی » : تصحیح یک اشتباه درباره اصول دین د - « پاسخی به نگاهی دیگر - حر » : قانع نشدن حر و مطرح گردیدن برخی موارد جدید ه - « تعهد علمی یا وسوسه ی روشنفکر ماندن - سلیمانی » : حلقه یی دیگر از زنجیره ی نقد نکته : یکی دیگر از نویسندگان وبلاگ - یکی از میان مردم - نیز در این باره نظریاتی داشتند که متأسفانه هنوز ارائه نشده است ... که امیدواریم هر چه زودتر شاهد مطالب ایشان نیز باشیم. چون در متن آخرین مقاله از نسخه pdf آثار دکتر شریعتی استفاده شده است ، نسخه یی از آنها نیز بر روی وبلاگ به اشتراک گذاشته شده است . نسخه یی از متن بیانات مقام معظم رهبری در باب علت مظلومیت دکتر شریعتی را نیز آورده ایم ... لطفا ما را از انتقادات و پیشنهادات دلسوزانه خویش محروم نفرمایید . سلام از هم اينك با ما همراه شويد... شايد كه اين سوالات براي شما هم پيش آمده باشد... يا خدا را چه ديدي ... بيايد. ممكن است براي كساني همچون كميل و دريا و ... كه تازگي ها با نسل واصل همراه شده اند اين مطالب كمي مبهم باشد، به همين دليل سعي مي كنم با مقدمه اي وارد بحث شوم كه آنها نيز بي بهره نمانند. ماجرا اينگونه دوباره باز شروع شد... - آيا ما مي توانيم رسانه (سينما، تلويزيون، راديو) حداقل با معيارهاي اسلامي طراحي كنيم؟ آيا مي توان سينمايي مبتني بر مذهب تعريف و طراحي كرد؟ آيا دين و مذهب در سينماي كنوني جايگاهي دارد؟ · سوالات شما در قسمت كاركرد رسانه سولات بسيار خوبي است، اما شايد سولاتي كه پاسخي روشن و يا بهتر بگويم عملياتي نداشته باشد. ! ... متاسفانه پاسخ ايشان دقيقا خاطرم نيست، و روي آرشيو وبلاگ هم نبود، اما در كل يك جواب دندان شكن با چاشني عصبانيت بود . كه البته به ايشان حق مي دهم، با آن همه وقتي كه طي چند ماه براي ارائه مباحث كاركرد رسانه گذاشته بودند، يكي از مخاطبان پروپا قرص اين بحث همچنان حرف خود را مي زد. · مدرك، استدلال ولي چند ماه ديگر – خودمانيم، خوب قصر در رفتم...- ! در مقابل دنيايي از استدلال؛ فقط يك خط استدلال(!)، در برابر اشتباه، سكوت! هرگز... زيرا كه اشتباه يك نفر ممكن است تبديل به اشتباه يك گروه شود... توجه: اگر روي « و اينك ادامه ماجرا» كليك كنيد مقاله اي را در زمينه کارکردرسانه مي توانيد دانلود كنيد و اگر، ادامه مطلب را كليك كنيد مطلبي را در پاسخ به« مقاله مي گويم الف» خواهيد ديد، كه 5 ماه پيش نوشته شده است.
ادامه مطلب سلام، سلامي به بلندي همه لحظاتي كه ميخواستم بگم سلام ولي نشد. سال نو همه شما مبارك،آرزو مي كنم كه خدا امسال را سال حول حالنا الي احسن الحال براي همه ما و سال ظهور حضرت مهدي(عج الله تعالي فرجه الشريف ) قرار بدهد. (ان شاءالله) ادامه مطلب |
|