|
سلام! وقتي قلم به دست مي گيري، افكار به تو هجوم مي آورد و تو گمان مي كني نوشتن خيلي راحت است اما همينكه نوك قلم به كاغذ مي رسد نمي تواني همه چيز را درست كنار هم قرار دهي و آنجاست كه مي فهمي حرف زدن چه راحت است و عمل كردن بسي سخت... و چقدر سخت تر است اگربخواهي همان تكه اي از افكارت را كه روي كاغذ آورده اي را روزي عملياتي كني... سینما، مخاطب ۲، شاید شروعی باشد برای یک تلاش خداقوت
نمی دانم چرا ... ولی یقین دارم که پس از بازگشت از سفر ، تندی کلامم به مراتب زننده تر شده است و این نیز اسباب تأسف است ... اما اگر آنچه را که در مدینه و مکه مشاهده نمودم ، شما نیز می دیدید (که البته بعید می دانم که ندیده باشید) ... تا اندازه یی ، نوع کلامم را درک می نمودید ... هر چند که اینها چیزی نیست که بتوان به راحتی بر روی وبلاگ توضیح داد ... (این نمونه یی از قلب شدن واقعیت موجود است ، واقعیتی که در زمان جاری است ولی زبانی برای گفتنش نمی یابی ... بقیع را می گویم ، مظلومیت گنبد سبز را می گویم ... و جماعتی که چون یهود بنی اسراییل ، خود را فرقه ناجیه نامیده و دیگران را به چوب تکفیر می راند ...) ، نمی دانم ولی تمام این صحنه ها ، از زمان برگشت تا کنون ، مدام برایم تداعی می شود ... و می بینم که چگونه عده یی ، اسلام عزیز را به سخره گرفته ، ملعبه ی دستان خود قرار داده اند و عده یی دیگر نیز ، در گوشه یی نشسته و همه در گوشه ی گلایه می نوازند ، علی را می بینم که در میان یارانی سست و کم مایه ، چشم به آسمان دوخته است ... نمی دانم ... به راستی نمی دانم که چرا دیگر صبرم به سر آمده است ... (ربنا افرغ علینا صبرا)
اما در مورد پرسش شما : ![]() اینکه چه باید کرد ... شما را ارجاع به کلام شهید آوینی می دهم : ( روح هنر جدید را باید تسخیر نمود و نه قالب آن را ) تمام کلام ، همین است ... تنها می خواستم تا عمق این کلام را درک نمایید و اینکه سید مرتضی مدام فریاد می زد که... ( امروزه ) اصلاً سینمای اسلامی نداریم ... به راستی باید فکری کرد . اما این نه به معنای خراب نمودن تمام چیزهایی است که تا کنون آموخته ایم بلکه به معنای جهت صحیح دادن به هر آن چیزی است که از امروز می سازیم . در ضمن در مقاله ( نقش احساس در قرآن ) نمونه یی از یک رسانه ی قدسی و اصول حاکم بر آن توضیح داده شده است ، لطفا با تأمل بیشتر مطالعه شود . در ضمن گمان می کنم که باز هم می بایست از بابت همه چیز عذری دیگر بخواهم... این هم شده عادتی برای ما ... در نهایت ، هر آنچه که تا کنون گفته شده ، تنها در حد بضاعت و صبر ناچیز این قلم بوده است ، مابقی را ... نویسنده : سلیمانی با سلام ...
از اینکه در همان ابتدا با نقد آغاز نموده اید بسیار خوشحالم ... این را واقعا می گویم . اما پاسخ به پرسش ها . ۱- می توان با تایید و یا رد نظرات ، آنها را از این حالت بیرون آورد . (این را بر عهده مدیر وبلاگ می گذارم) ۲- این گونه نوشتن ، کلاس گذاشتن و فخر فروشی نیست ، سیاق کار نویسنده در بیان چنین مطالبی این گونه است ...اما برای کسانی که به دنبال سبکی دیگر هستند ... منتظر درج مجموعه (ایام معدودات) باشند به گمانم به ذائقه آنها بیشتر نزدیک باشد . ۳- دیر به دیر به روز شدن مطالب تقصیر این قلم نیست چرا که روزگار گرفتاری های دیگری نیز برای ما در آستین دارد ... اما به نظر این قلم کسی که سالها به انتظار حجتش نشسته است نباید تحمل یک روز برایش سخت باشد ... البته امیدوارم هیچ گاه تحمل ما برای ظهورش به درازا نکشد ... ۴- این کار را نیز بر عهده مدیر وبلاگ می گذارم ... ۵- گاهی خلاصه بودن متن ، این سوالات را نیز به وجود می آورد ... آنچه در مورد اینترنت گفته اید شاید تا حدودی درست باشد ، ولی طبق آنچه در متن اشاره شده است در نقد رسانه ها نباید موردی عمل نمود .می بایست به صورت یک خط سیر ، آن را دنبال نمود (دقت شود)... چرا که اینترنت نتیجه پیشرفت ایده های اولیه یی است که رادیو و تلویزیون را به وجود آورده اند ، هیچ گاه ، رویه را ملاک نقد قرار ندهید ... همان گونه که گفته شد رسانه برای تفنن است ولی در این غایت خود تفننی عمل نمی کند ... به گمانم همین تفننی عمل نکردن ، دلیل مبهم بودن قضیه در نزد شما بوده است ... در ضمن پرداختن به هر چیز به جز غایت هستی ، فراهم آوردن اسباب تفنن و دل مشغولیست . آیا چنین نیست ؟ ۶- بله ، درست حدس زده اید . منظور از فضا ، همان هستی شناسی نویسنده است ، اما با این توضیح که اصلی در فلسفه وجود دارد بدین مضمون که ( همه مردم فیلسوفند ، فقط نام قواعدی که به کار می برند را نمی دانند ) ... منظور از مطالعه هستی شناسی نویسنده این است که می بایست در عمق اندیشه او نفوذ کرد و تنها صورت کلامش را مدنظر قرار نداد . برای روشن شدن مطلب ، مثالی می زنم : کسانی که با قلم مأنوسند ، آثار افرادی چون صادق هدایت ، احمد شاملو و یا ژان پل سارتر را در اوج زیبایی می بینند ولی اگر در عمق ماجری غور نمایید دیگر از این زیبایی اثری نمی ماند . (دقت نمایید) ۷- اگر به نظریه فطرت (کتابی تحت همین عنوان از استاد شهید مرتضی مطهری) مراجعه نمایید ، نوع خاص خلقت انسان را باعث گرایش یافتن او به برخی امور معرفی کرده است که یکی از همین امور ، حقیقت می باشد . (توضیح بیشتر را از استاد مطهری بخواهید) ۸- متأسفانه به علت پایین بودن سرعت اینترنتی که از آن استفاده می کنم موفق به آپلود نمودن فیلم نشدم ... قطعه یی دیگر نیز از فیلم ماتریکس را آماده کرده بودم که باز هم با همین مشکل روبرو شدم ... کمبود امکانات ، همیشه دست و پا گیر بوده است ! ۹- برای سوال آخر شما نیاز به مجال بیشتری می باشد ... البته این قلم با نظر شما موافق نیست و پیداست که متن پیشین نتوانسته ابهام شما را برطرف نماید ... فلذا به متنی که در ادامه می آید توجه نمایید ، امیدوارم که ابهامتان رفع شود ولی اگر این اتفاق نیفتاد پرسش خود را به صورتی دقیق تر در وبلاگ مطرح نمایید . متنی که در ادامه می آید آخرین حلقه از سلسله مباحث کارکرد رسانه هاست که این نویسنده ارائه می ماند . متن مثل همیشه اندکی غامض خواهد بود ( که تقصیری از این بابت بر اینجانب نیست ...) و علاوه بر آن ، در مقایسه با متن های قبلی ، تا حدی نیز طولانی می باشد . مباحثی که در این متن بدانها پرداخته شده است : - یا این ... یا آن (بحثی در ماهیت ابزار) - نقش احساس در قرآن (بحثی پیرامون این مطلب که آیا می توان در ابزار قدسی نیز از احساس مخاطب استفاده نمود یا نه ؟) از اینکه سخن به درازا کشید ، پوزش می طلبم . نویسنده : سلیمانی خورموجی
آری ... به راستی همه چیز از آن اوست پس بار دیگر نیز ... به نام او
همیشه رسم بر این بوده که مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد و این بار نیز همین گونه بوده است . سعی کرده ام تا پاسخی در حد توان برای پرسش های شما داشته باشم ، تا چه افتد و چه در نظر آید ... الف - آیا می توان به عمق فاجعه پی برد ؟ (نقدی بر یک لطیفه) ب- رسانه مدرن به کدامین نیاز پاسخ می گوید ؟ ![]() ج- پاسخ به سه پرسش اساسی در باب منظور ما از رسانه :
1- رسانه تنها این نیست . 2- رسانه مدرن و مفاهیم دینی 3- یک تناقض که حل نشده بود ... این مبحث ادامه دارد لطفا با ما همراه باشید ... نویسنده : سلیمانی خورموجی تنها مخاطب همراه و پویای ما.
پاسخی را برای سوالاتتان آماده کرده ام امیدوارم مفید واقع شود. سلام
در پست قبلی به اینجا رسیدیم، کسانی که به عرصه کارکرد رسانه وارد می شوند در ابتدای امر به تناقضی منطقی می رسند. در این پست سعی شده کمی در باب این تناقض صحبت شود. براستی برای حل این تناقض از کجا باید شروع کنیم؟ خداقوت سلام از اين به بعد سعي داريم بحث جديدي را درباره کارکرد رسانه ها شروع كنيم. از علاقه مندان اين عرصه دعوت مي شود گام به گام با ما همراه باشند. خداقوت
![]() شاید این داستان را از ابتدا نخوانده باشید ولی به نظرم جالب باشد ... متن زیبای شما را با جدیت تمام مطالعه نمودم ... تذکر به جایی داده بودید که به واسطه آن اصلاحی را در نظر خود پیرامون کارکرد رسانه ها به وجود آورده و تقدیم می نمایم ... امیدوارم که همیشه با راهنمایی های خود با ما همراه باشید ... نویسنده : سلیمانی خورموجی جوابيه اندكي طولاني شما را خواندم، تصميم داشتم به شما پاسخ دهم اما چون هنوز شاگردي مبتدي بيش نيستم و نمي توانم سير منطقي براي پاسخ دادن به شما ارائه نمايم و اگر پاسخي باشد، حكايت همان كماندار مي شود كه وصف نموديد؛ از پاسخ گفتن خودداري مي كنم. اما بر خود لازم مي بينم بگويم، من خود را در امر كاركرد رسانه حتي صاحب نظر هم نمي دانم چه رسد به استاد. چون در حال حاضر كسي نبود كه به شما پاسخ دهد؛ به عنوان يكي از اعضاي گروه و نه بيشتر، سعي كردم در حد وسع پاسخ بدهم. اگر در قسمتي از پاسخ ها، خاطرتان آزرده شده عذر مي خواهم. خداقوت اميدوارم شما هم به سرنوشت "حر" دچار شويد...ان يشاءالله از اینکه وقت می گذارید و مطالب را پیگیری می کنید متشکریم. برای سوالاتتان پاسخی آماده کرده ام که امیدوارم مفید واقع شود. خداقوت تلويزيون، ماهواره، اينترنت، اينها همه هستند چه بخواهيم و چه نخواهيم. سوالي كه پرسيده ايد شايد بيش از دوسال باشد كه ذهن مرا به خود مشغول كرده است؛ درست از وقتي كه تصميم گرفتم روي موضوع كاركرد رسانه ها كار كنم؛ چون تاثيرش را با همه وجودم روي خودم درك كرده ام؛ بعد از دو سال به اين نتيجه رسيدم كه يك راه بيشتر نداريم و آن اين است كه تك آنها را با پاتك جواب بدهيم، فيلمي را چند سال پيش ديدم كه نقش اول آن با اينكه عضو سيا بود اما از جانب سازمان سیا تحت تعقیب بود؛ يكي از ديالوگ هاي فيلم اين بود كه يك مامور قديمي بازنشسته سيا به نقش اول فیلم گفت: تنها راه نجاتت اين است كه از وسايلشان عليه خودشان استفاده كني. به اين نتيجه رسيدم اما واقعانمي دانستم چگونه بايد ادامه دهم موضوع را با همه علاقه اي كه داشتم رها كردم تا اينكه همين اواخر دوباره تصميم گرفتم شروع كنم؛ با سوال شما شروع كردم شايد حداقل كاري كه براي كودكان امروز بتوانيم انجام دهيم آگاهي دادن به والدين و حساس كردن آنها نسبت به موضوع باشد و اينكه آنها (شركت هاي سازنده)مي خواهند كه اين فيلم ها و كارتون ها براي ما يك جريان گذرا باشد و وسيله اي براي پر كردن وقتمان؛ و اين يعني دزديدن فرصت زندگي كردن... مگرنه اين است كه ما فقط يك بار به دنيا مي آييم و براي رسيدن به ابديت همين يكبار را فرصت داريم چرا بگذاريم اين فرصت اينگونه بگذرد؟ هدف از آمدن ما به اين دنيا چه بوده است؟ پشنهاد مي كنم "دنياي شگفت انگيز نو" آلدوس هاكسلي را بخوانيد( مي توانيد خلاصه آن را در ابتداي كتاب زندگي در عيش، مردن در خوشي؛ نيل پستمن بيابيد) اصلا مسئله سر اين است كه آنها نمي خواهند ما به اين سوالات فكر كنيم . و بعد به راحتي به اهدافشان برسند غافل از وعده هاي قرآن... اما؛ و مكرو ومكرالله و الله خير الماكرين... صحبت نكردن والدين با فرزندان، درست همان فاصله اي است كه هميشه وجود داشته اما دنياي امروز به آن عمق بيشتري داده است؛ يك خانواه را مي بيني با اينكه همه در يك اتاقند و كنار هم نشسته اند اما واقعا از هم دورند، فاصله اي به اندازه ی دنيايي از مفاهيم و احساسات مختلف؛ چون همه با هم به تماشاي تلويزيون اين جعبه جادويي نشسته اند.(وای اگردر لحظه حساس فیلم زنگ در خانه به صدا درآید) آماري را چند سال پيش اخبار ايران مهد عاطفه و مهرورزي در دنيا، از متوسط صحبت كردن والدين ايراني با فرزندانشان منتشركرد كه واقعا يك هشدار است، حدس بزنيد اين متوسط چقدر است؟.... 4 ساعت؟....3 ساعت؟.... 2ساعت؟...... نه؛ 30 دقيقه؟؟!! حالا خود به نظاره بنشنيد اين مصيبت را.... واقعا مصيبت بزرگي است... جاي آغوش گرم و پرمهر مادر وپدر را تام و جري، حنا، و... پر كرده است گرچه در شهرهاي كوچك هنوز به اين حادي نشده، اما واقعا يك هشدار است.... قرار نيست فرزند ما هيچ كارتون يا فيلمي را نبيند، بلكه با آگاهي ببيند؛ اي بسا كه كودك ما قرار باشد روزي در اين مبارزه تاريخي شركت كند؛ پس چه بهتر كه با آگاهي باشد و قبل از شروع نبرد، بازنده نباشد... شايد ما وسيله اي باشيم براي دادن آگاهي به نسل بعد از خود، پس چه بهتر كه خودمان را تا فرصت داريم آماده كنيم.... و براي نسل هاي فردا... هركدام از ما فرصت داريم همانطوري كه حضرت آقا درصحبت هايشان با نخبگان در مهر 86 فرمودند، الان طوري عمل كنيم كه 50 سال ديگر دينمان و كشورمان در فلان قله باشد، شايد ما در آن روز نباشيم اما همين قدر كه حركت امروز ما يك هزارم ثانيه رسيدن به قله را سريعتر و آسان تر كرده باشد، افتخاري است. از يك جايي بايد شروع كنيم؛ نقطه شروع ما مي تواند از يك چيز كوچك باشد مانند يادگيري يك نرم افزار، به همين سادگي... و روزي شايد همين حركت وسيله اي شود براي زدن يك پاتك قوي به آن همه تك.... ان شاءالله شاید تاکنون این سخن مارشال مک لوهان را که (رسانه ،همان پیام است) را بارها و بارها شنیده باشیم ولی آیا با دقت یک محقق ، پیرامون آن اندیشیده ایم ؟
رسانه ها در عین سرگرم کننده بودن ، ابزاری بسیار جدی با غایتی به مراتب جدی تر هستند . ولی چون ما در جایگاه یک مخاطب عام ، بیشتر با وجه سرگرم کنندگی آن روبرو هستیم ، گاه دچار این توهم می شویم که رسانه ها دقیقاً همان چیزی هستند که ما در هنگام پر کردن اوقات فراغتمان با آن مواجه می شویم بی آنکه از تأثیرات ناخود آگاه آنها در روند زندگی های خودمان آگاه باشیم . ![]() به نظر شما نوع شخصیت پردازی خاص این دو ، به منظور ارائه مطلبی خاص نمی باشد ؟چگونه است که در بستر این محصول کارخانه ی رویا پرداز (والت دیزنی) ، همیشه اتفاقی بر خلاف روال معمول رخ می دهد و آن گونه نیز می باشد که ما از آن لذت هم می بریم . آیا اندکی جای تأمل باقی نمی ماند ؟ برای اطمینان بیشتر ، لینک فیلم سخنرانی دکتر بلخاری را که در این باره می باشد برای شما گذاشته ایم ... و یا اگر تعدادی از شما ، فیلم کنستانتین را دیده باشید به نحوه ملموسی ، دنیایی را که در آن زندگی می کنیم به صورتی دیگر به تصویر کشیده می شود . عقایدی در باب حضرت جبراییل ، اجنه و دنیایی که تحت تسخیر شیاطین می باشد ... و نکته جالب نیز اینجاست که این گونه تعابیر به شدت منطبق بر تعالیم کتاب مقدس می باشد .
![]() روندی که با ظهوری دیگر در فیلم (Ghost Rider ) با بازی نیکلاس کیج(تولید سال ۲۰۰۷ ، هالیوود) و با فروشي بالغ بر 116 ميليون دلار به وضوح دیده می شود .
![]() برای توضیحات بیشتر ، لینک سخنرانی دکتر عباسی را که در این باره می باشد برای شما گذاشته ایم ... در آینده یی نزدیک نیز ، تکه هایی از مستند مرگ (کاری از گروه مطالعاتی مهدویت ) را نیز بر روی وبلاگ خواهیم گذاشت (اگر خدا بخواهد ... ) |
|