تبليغاتX
وبلاگ گروه مطالعاتی مهدویت دانشگاه خلیج فارس بوشهر
همه ، چمدونای پرشون رو بسته بودند . راستی راستی داشتیم بر می گشتیم ... ولی انگار مثل همیشه یه چیزی مثل خوره به جونم افتاده بود . انگار چیزی رو جا گذاشته باشی ، اینهو دیوونه ها چند بار ساکمو باز و بسته کردم ... جز دو تکه حوله ی سفید ، چیز دیگه یی توش نبود ، سبکِ سبک ...


 

ایام معدودات  ... آغاز تلاشی است برای یک نویسنده ، تا پیله یی را که از مدتها پیش به دور خود تنیده بوده را دریده ... و به زبانی دیگر نیز سخن بگوید . این اثر با سبک نگارش گفتاری و با رعایت ایجاز در نوشتار ، در قالب یک شبه داستان ، به شرح تجربیات شخصی نویسنده در متن یک سفر می پردازد . از این روی می توان آن را نوعی مستند داستانی نیز قلمداد نمود ...

این اثر ممکن است به علت دارا بودن کلامی گاه تند و گزنده ، مورد اعتراض برخی از مخاطبان قرار گیرد . با این وجود ، خاطر نشان می سازد که متأسفانه و یا شاید خوش بختانه ، جان مایه داستان به صورت واقعی بوده و حتی گاه به علت رعایت شأن مخاطب ، از بیان برخی موارد اجتناب شده است ...

در ضمن مطالعه متن سخنرانی رضا امیر خانی در دفاع از آخرین رمانش (بیوتن) - شما بخوانید بی وطن - را به نویسندگان جوان پیشنهاد می نمایم ...

بهشت نصیبتان و توفیق قرینتان باد ... یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 21:46  توسط   |