تبليغاتX
وبلاگ گروه مطالعاتی مهدویت دانشگاه خلیج فارس بوشهر
مخاطب : نویسندگان نوقلم و جوان (صباح ، حر ، وجدان بیدار ، حامیدر ، بنده آزاد و ...)

می گویم : به نام دوست ، که هر چه شنیدیم به نام او بود (!)

الف : سمبولیسم ، زبانی است آکنده از کنایه ، تلویح و گاه نیز تأویل ... و بهترین دست مایه است برای پرداختن به گفتاری که در سیاق صریح نمی آید و نمی بالد ...

« سمبولیسم را می توان هنر بیان افکار و عواطف ، نه از راه شرح مستقیم ، نه به وسیله تشبیه آشکار آن افکار به تصویرهای عینی و ملموس ، بلکه از طریق اشاره به چگونگی آنها ، و استفاده از نمادهایی بی توضیح برای ایجاد آن عواطف و افکار در ذهن خواننده دانست .» _ سمبولیسم / چارلز چدویک؛ ترجمه مهدی سحابی - ص 11

تأویل و گذر از ظاهر به باطن کلام ، مقوله یی است که حتی فلسفه های جدید نیز نسبت به استفاده از آن بی توجه نبوده اند ... نیچه در اثر مشهور خود (چنین گفت زرتشت) ، در پی بکار گیری بسیار جدی این شیوه ی ادای مطلب است . ادموند هوسرل - ریاضی دان و فیلسوف ابتدای قرن بیستم - با فلسفه پدیدارشناسانه ی خود و در پس اصطلاح (اپوخه) ، به دنبال یافتن جایگاه تأویل و گذر از صورت به معناست ... حتی گابریل مارسل - فیلسوف اگزیستانسیالیست - نیز بر آن می شود که حیات به معنای زیستن در میان رازهاست (!) ... هر چند که اینان در جایگاه های مخصوص به خود قرار دارند ولی همگی به نحوی تحت تأثیر نقش تأویل در کلام بوده اند .

(آیا سزاوار نیست که نویسندگان جوان ، اندکی هم از صورت و ظاهر گذر کرده ، راهی به باطن سخن بجویند ... به راستی آیا انصاف است در برابر  فلسفه ی هنر ، این چنین بی حوصله و زود رنج باشیم ؟ )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 9:11  توسط   | 

سلام بر تو ای درگاه لطف و رحمت خدا و حاکم و حافظ دین خدا

سلام بر تو ای خلیفه الله و نصرت بخشنده ی دین خدا

سلام بر تو ای حجت خدا بر خلق عالم و راهنمای بندگان به مقاصد الهیت

سلام بر تو ای تلاوت کننده ی کتاب خدا و مفسر و مبین حقایق آن

چهارشنبه سوری که...

حکایت انتقادی، که گوشه ی کوچکی از اشتباهات من و تو رو نشون می داد.

آهای همه ی اونهایی که با خوندن حکایت چهارشنبه سوری، داغ کردین و بهش حمله ور شدین نگفتین شاید، احتمالا، ممکنه، یک به هزار، گوش شیطون کر، راست گفته باشه...

حکایتی که وضعیت گذشته و امروز خیلی از ماها رو مشخص کرد، حکایتی که نمی گیم صد در صد درست بود، زیرا که میزان حق و باطلش هنوز دستمون نیست ولی گودی بود برای یه آزمون سخت .... آزمون سنجش ظرفیت...

ظرفیت ماهایی که ادعاهامون گوش عالم و آدمو کر کرده و خودمون نمی دونیم... می دونی چرا! چون اونقدر موج صدای ادعامون زیاد بوده که اول از همه پرده گوش خودمون رو پاره کرده و نمی ذاره بشنویم آنچه که باید بشنویم.

حر، منتظرالمهدی، دریا، حامیدر، دیگه ... دیگه، وحشت، امیدوار، (...)، قشمشم الدوله، دایی جون، وجدان بیدار شمایی که نظر دادنتون ثابت می کنه حتی یکبار مطلب رو درست نخوندی و با قیافه ای حق به جانب کلی هارت و پورت کردی، به قول یکی از دخترای آخر اتوبوس و....

همه مون آزمایش شدیم...

معیار سنجش این آزمایش ..... سنگ محک این ماجرا

پیر جماران: اسلام عزیز سیلی خورده، چرا ما نخوریم؟!

حاضری برای اسلام سیلی بخوری و دم نزنی، حاضری آبروت رو برای دینت گرو بذاری و دم نزنی؟!

حاضری اگه یکی مخالف کارات، حرفی زد به تریش قبات بر نخوره؟! و بگی شاید عمل من مشکلی داشته باشه؟!

حاضری برای یه بار هم که شده حرفی مخالف نظرت رو بشوی...

حاضری حرف به ظاهر تلخ بشنوی اما دست تلخ گو رو بگیری و بهش بگی شاید تو راس می گی، بیا با هم خوب باشیم.

نه اینکه از همون اول شمشیر رو هم بکشیم. ... گرچه از قدیم الایام گفتن حرف حق، تلخه... ولی با همه ی تلخیش شنیدن داره... البته اگه شهامت داشته باشی و تا آخرش رو، گوش بگیری.

شده با خودت فکر کنی، منی که دارم دیگرون رو از گناه دور می کنم اول بار خودم اونطوری شروع کردم...

شده با خودمون فکر کنیم شاید ما اونچه برای دیگرون حرج می دونیم و به خاطرش داریم همه رو از دم تیغ می گذرونیم یه روز برای خودمون عین ثواب می دونستیم و با قدم زدن توی همون کوچه به مقصدمون رسیدیم.

حالا چطوره برا دیگرون بده. شده فکر کنی، شاید واسه همینه که دیگرون به حرفهامون گوش نمی دن...

چون خودمون راه رو رفتیم، اما...

شده با خودمون فکر کنیم چرا این همه به دیگرون ظن بد داریم...

آهای همه ی اونهایی که به چهارشنبه سوری حمله ور شدین... با شمام... با خود خودتون...

پایان آزمون.... برگه ها بالا....

نه جانم... هیچکدوممون نمره ی قبولی نگرفتیم... هیچکدوممون...

آهای اونهایی که حاضر نیستید اشتباهایی که کردین رو بپذیرید ...

چهارشنبه سوری یه مشت کوچکش بود نمونه خروار، هر کدومتون یه جوری به در و دیوار کوبیدید تا خودش رو تبرئه کنه... از دین و امامش هم برای اثبات ادعای خود کم مایه نگذاشتید....

مهدی فاطمه(س) از امام حسین هم غریب تره، بگم از کجا؟!

سر جد هر کی قبول داریم، ابوالفضل امام زمان(عج) کیه؟! قاسم و علی اکبر امام زمان(عج) کیه؟!

نکنه باز می خوای باد به غبغبت بندازی و بگی: مگه ما مردیم، خوب من و تو دیگه!!!

نه جانم...

خیلی تلخه که ما حتی نمی دونیم زیر علم کی داریم سینه می زنیم و یقه پاره می کنیم...

ما بلد نیستیم چطور با هم باشیم و چطور باهم کار کنیم و چطور آیینه همدیگه باشیم، اونوقت....

نچ.... من و تو همون بهتره که هنوز در این بمونیم که وقتی وارد اتاق کارمون می شیم شک کنیم که سلام کردن وارد است یا وارد نیست... این همه مسئله اساسی برامون کشکه اما...

مخلص کلام اینکه:

من و تو و امثال ما، اگه رو همین منوال باقی بمونیم، نه تنها نمی تونیم سیلی خوره دین خدا باشیم، بلکه ممکنه یه روزی برسه که به خاطر خود خودمون به دین خدا سیلی بزنیم.

پروردگارا تو را ستایش می کنم برای هر چه از بلا و محنت و رنج و راحت که در قضا و قدر تقدیر کردی بر خاصان و محبانت... یعنی بر آنان که وجودشان را برای شهود حضرتت خالص و برای تبلیغ دینت مخصوص گردانیدی چون بزرگ نعیم باقی و بی زوال ابدی را که نزد تست بر آنان اختیار کردی بعد از آنکه زهد در مقامات و لذات و زیب و زیور دنیای دون را بر آنها شرط فرمودی، آنها هم بر این شرط متعهد شدند و تو هم دانستی که به عهد خود وفا خواهند کرد.

امضا: حر – آزاد

انشاالله مطلب بعدی « روزشمار انتخابات و بررسی تفکرات بنیادی کاندیداها» خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 13:58  توسط   | 
مورد الممالک : اِهِم (صدای صاف کردن خلط سینه) ... آب گل آلود ، به علت نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی ... تا اطلاع ثانوی ، گل آلود باقی مانده و مسبب آن نیز به حکم داروغه ، تحت تعقیب می باشد .

حاجی شنبلیله : احسنت ، احسنت (!)

تیتر اول کاغذ اتفاقیه : قشمشم الدوله ، بازداشت شد (!)

قشمشم الدوله : (البته در حال چیز  خوردن - پی پی و از این جور حرفا - ) ... بابا ، به جون گربه ی ملوک خانم (!) به برق زدنای کله حاجی شنبلیله (!) ... من نبودم . اصلاً روحم هم خبر نداره کدوم پدر صلواتی این اراجیف رو سر هم کرده  ... (!)

تیتر اول کاغذ اتفاقیه - چند روز بعد - : قشمشم الدوله ، به پدر پدر جدش پیوست (!)

دایی جان در حال نصیحت کردن خواهر زاده اش : بالاخره یه روزی ، هم این بعضیا و هم اون بعضیا می بایست حساب می اومد دستشون که نون ذرت خوردن، دندون آهنی می خواد ...(!)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/23ساعت 12:21  توسط   | 

السلام عليكن ...

با اجازه ي بزرگتراي جمع - خصوصاً دايي جان و بچه ی شوهر خواهرش (!) - ، ميخوام پا بذارم رو دم بعضيا و يه بغل دك و پوز پياده كنم . البته اگه كسي بهم نگه : فلوني ، تو رو چه به اين حرفا (!) ... ولي عجب آب گل آلودیه ، جون ميده واسه ماهي گرفتن ... من كه حسابي خر كيف شدم ، شما چي ؟!

میگم : البته اگه درست يادم مونده باشه ، همين حاجي مكه نديدها بودن كه توي بساط مشروطه ، پاي چوبه دار (شيخ فضل الله) ... واسه سلامتي از ما بهترون ، سلام و صلوات در ميكردن ... از همون غايله ي به توپ بسته شدن مجلس و قبضه شدن حكومت توي مشت محمد علي شاه ... شستمون خبردار شد كه : نه به اين جماعت ميشه اميدي داشت و نه به اون جماعت ... راستش باباي ما - خدا بيامرز - از همون زمان ، با خودش عهد كرد كه تا وقتي زندس ، پر قباي مدرس رو ول نكنه ... حالا ، ما هم تخم و تركه ي همون بابا ... هر كي هم بدش مياد ، خب بياد ، به ما چه ... اصلاً كي اونا رو طرف حساب خودش ميگيره كه حالا ما دوميش باشيم ...(!)

میگه : چیه ، هنوز تار و تمپک نیومده ، قر تو کمر انداختین ... بوی جهنم - تون رو میشه از دو فرسخی هم شنید... (!)

میگم : تو همه اینا رو بذار به این حساب که « بالاخره هر مسجدی هم یه جایی واسه دست به آب شدن داره » ... در ثانی ، هنوز خدا نمرده که تو بخوای جاشو بگیری ...(!)

امضاء : قشمشم الدوله ...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/22ساعت 11:51  توسط   | 
با سلام ...

چندی پیش ، فرصتی فراهم شد تا پیرامون یکی از شخصیت های بسیار مهم دوران انقلاب - دکتر علی شریعتی - و تأثیرش بر جریانات فکری ایران ، گفتگویی داشته باشیم ... آنچه در ادامه می آید ، جستار دیگریست بر آثار ایشان ... که امید است مفید واقع گردد .

برای سهولت در فهم زوایای این نقد ، تمام مقالاتی که در این باره و توسط (حر) نوشته شده ، و نقد آنها را یکجا ارائه می دهیم ...

الف - « راز اولین سیلی - حر » : آغاز یک ماجرا ... که به جریانی انتقادی در باب شریعتی ختم گردید .

ب - « نگاهی دیگر - سلیمانی » : سیری از پرسش هایی که در مورد دیدگاه شریعتی پیرامون عدالت و امامت مطرح می شود .

ج - « تصحیحی بر نگاهی دیگر - سلیمانی » : تصحیح یک اشتباه درباره اصول دین

د - « پاسخی به نگاهی دیگر - حر » : قانع نشدن حر و مطرح گردیدن برخی موارد جدید

ه - « تعهد علمی یا وسوسه ی روشنفکر ماندن - سلیمانی » : حلقه یی دیگر از زنجیره ی نقد

نکته : یکی دیگر از نویسندگان وبلاگ - یکی از میان مردم - نیز در این باره نظریاتی داشتند که متأسفانه هنوز ارائه نشده است ... که امیدواریم هر چه زودتر شاهد مطالب ایشان نیز باشیم.

چون در متن آخرین مقاله از نسخه pdf آثار دکتر شریعتی استفاده شده است ، نسخه یی از آنها نیز بر روی وبلاگ به اشتراک گذاشته شده است .

1- باز گشت به خویشتن

2- مکتب ، وحدت ، عدالت ، علی

نسخه یی از متن بیانات مقام معظم رهبری در باب علت مظلومیت دکتر شریعتی را نیز آورده ایم ... لطفا ما را از انتقادات و پیشنهادات دلسوزانه خویش محروم نفرمایید .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/09ساعت 11:43  توسط   | 
هشدار ... به محدوده خطر نزدیک می شوید ...

این تصویر به معنای حضور نویسنده یی است که به نوشتن ، چندان که خوشایند برخی باشد ، علاقه یی نداشته و ندارد ... (!)

بعضیا بهم میگن : فلانی (!) ... به گمونم یا عقلت پاره سنگ ورداشته یا خوشی زیر دلت زده ... بشین کتابت رو بخوون و مقاله ات رو بنویس ... آخه مگه مرض داری (!) چرا چوب میکنی تو لونه ی زنبورا و بعد میشینی تماشا که حالا چی میشه ... (!)

ولی من میگم : خب ما هم آدمی زادیم ... اگه همین یه کارو هم نکنیم ، یهو وقتی حواسمون میاد سرجاش که دیگه تو خودمون پوسیدیم ... ولی اون وقت ، چه فایده (!) چونکه دیگه کار از کار گذشته و بوی گندش همه عالم و آدم رو خبر کرده ... مگه غیر از اینه ؟

میگن : خب ، گیریم که تو درست میگی ، بعدش ... میخوایم بدونیم کار عالم و آدم به تو چه ربطی داره ؟

میگم : زکی (!) ... ما رو باش داریم با کیا اختلاط می کنیم ... بابا ، به خدا (!) من هم رو جفت پاهام راه می رم ، خیر سرمون ما هم آدمی زادیم دیگه ... یعنی چی که به عالم و آدم ، کاری نداشته باشیم ... اگه ما کار نداشته باشیم ، پس کی کار داشته باشه ... نکنه ، گربه مش جعفر بقال یا سگ حاج رضا صراف ...

امضاء : م - خزان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/26ساعت 8:29  توسط   | 
با سلام ...

در این پست با سه مطلب ، به روز هستيم (!)

الف : مقاله (  می گویم الف  ... ) ، كه در ادامه پاسخ به پرسشي پيرامون واقعيت و حقيقت مي باشد و در بر دارنده مطالبي است كه در وهله نخست ، متوجه خود نويسنده است تا شخصي ديگر ...

ب : مقاله (  بازگشت به یک پرسش ) ، كه حاوي جواب هايي به سوالات ( حر ) در زمينه كاركرد رسانه ها و چند مطلب ديگر در همين موضوع مي باشد ...

ج : مقاله (  حجیت عقل ) ، كه اين متن نيز در پاسخ به پرسش آقاي طاهري در مورد علت ارجاع به عقل مي باشد ...

در نهايت خوشحال مي شويم اگر مخاطبان گرامي ( خصوصاً حر و يكي از مردم )، نظرات طولاني خود را در صفحه اصلي وبلاگ بگذارند ... و اگر امكان آن وجود ندارد ، در صورت رضايت آنان ،  نظرات را بر روي صفحه اصلي وبلاگ خواهيم گذاشت ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 9:58  توسط   | 
با سلام ،
پیش از این بارها بر این نکته تأکید شده بود که از دیدگاه ما ، نقد اندیشه ها به معنای تخطئه و یا تکفیر یک دیدگاه نبوده و نخواهد بود و در این راه نیز تنها بر ارائه ادله بسنده نموده ایم ... اما اینکه در این راه ، برخی ما را به سیاه نمایی در بررسی اندیشه ها متهم نمایند ، نه چیز تازه یی است و نه دور از ذهن ... اما امید داشتیم ، آنانیکه خود را گاه مدافع دکتر شریعتی می خوانند بر مدعای خویش ، دلیلی نیز اقامه نموده و این همه بیهوده بر طبل مظلوم نمایی نکوبند ...
تأکید ما نیز بر آراء مرتضی مطهری ، نه برخاسته از تصلب فکری و نوعی جدال بی حاصل بلکه ناشی از نوعی پویایی فکرییست که آثار ایشان را مشحون از آن دیده و بر این مدعای خویش نیز با دلایلی عقلانی تصریح داریم ...

در ادامه پاسخی بر نقد یکی از مخاطبان بر مقاله « توضیحی بر یک اشتباه » ارائه می شود که البته در متن آن به دلیل تخصصی شدن مطلب ، ناگزیر از به کار بردن اصطلاحات دقیق فلسفی و منطقی شده ایم که امید است مفید واقع شود .
در نهایت نیز تصحیحی را که پیش از این بر مقاله « نگاهی دیگر » وارد دانسته بودیم را ارائه کرده و تأکید می کنیم که هیچ گاه باب انتقاد مستدل را بر مخاطب نبسته ایم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/06ساعت 9:4  توسط   | 
خدایا ، اگر گردش قلم و زبانم نه برای دین باشد پس یاریم کن تا برای نام و نان نیز نباشد ...
واکاوی تاریخ اندیشه ، نه از سر بی دردی بلکه به خاطر پرسش هایی است که در پی جوابند و در این میان نام شریعتی کافیست تا ناخود آگاه ، انبوهی از سوالات به ذهن آدمی سرازیر شود ...


نگاهی دیگر ، تنها مجموعه یی از چند پرسش پیرامون مقاله راز اولین سیلی است که نویسنده در قالب آن دیدگاه خود را در باب شریعتی و آثارش ارائه کرده است .
در ادامه نیز مقاله توضیحی بر یک اشتباه آورده شده که حاوی پاسخی فلسفی به ماهیت واقعیت و حقیقت می باشد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 19:12  توسط   |